X
تبلیغات
آیلین
هوای دلم بازم بارونی شده
 

امروز شد ۱۷ هفته که دیگه نیست.

امروز هم از دانشگاه راه افتادنی شروع کردم به گریه.وسطای راه یه خانومه منتظر تاکسی بود .سوارش کردم تا نزدیکای خونه با هم گپ زدیم.طفلک اونم پسر ۱۸ ساله  اش یک سال پیش فوت کرده بود.

فردا تولدمه.سی ساله شدم.

کسی میتونه کتاب یک زن سی ساله اثر بالزاک رو بهم بده؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آیلین | 
این روزها صدای داریوش اقبالی عجیب میچسبه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آیلین | 

نه خودش موند نه خاطره هاش تنها چیزی که مونده جای خالیشه
قصه ی دنباله دار رفتنش هنوز شبا مثه یه ستاره از ذهنم رد میشه
دلخوشیامو زیر پاش گذاشت و گذشت حالا فقط منم من بی انگیزه
کسی که دنیای من بوده یه روز نبودنش داره دنیامو بهم می ریزه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

هنوز هاج و واجم که چه جوری شد هر کاری کردم که از پیشم نره
نمی دونستم که از این فاصله ها از این جدایی داره لدت می بره
اون که می گفت مثل منه از جنس منه نمی دونستم دلش انقد از سنگه
چقد به خودم دروغی می گفتم الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت



اما خاطره هاش  تا همیشه با من هست

تا وقتی دل در سینه ام می تپه

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آیلین | 
 

خدایا  خیلی دلم تنگشه

 

نه امشب که هر شب که حالم خرابه
یه جزیره م که دورم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شب های سردم
به این که نباشی نه عادت نکردم

قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه فردا همیشه

چقد قصه گفتم که دریا بخوابه
چقد گریه کردم نفهمم سرابه
نفهمم کجام و نفهمم کجایی
چقد با تو بودم تو عین جدایی
.
قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آیلین | 
امروز ده هفته است که دیگه نیست

درست شده هفتاد شب

عزیز دلم آروم بخواب

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آیلین | 
 خدایا دلم براش خیلی تنگ شده.

خدایا دیگه آرزویی ندارم.  

خدایا دیگه گریه هم آرومم نمیکنه.

خدایا . . . آخه چرا؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آیلین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

داریوش

بوی گندم

کد آهنگ میخوای؟!!

دانلود همین آهنگ