![]() |
![]() |
|
| هوای دلم بازم بارونی شده |
|
امروز شد ۱۷ هفته که دیگه نیست. امروز هم از دانشگاه راه افتادنی شروع کردم به گریه.وسطای راه یه خانومه منتظر تاکسی بود .سوارش کردم تا نزدیکای خونه با هم گپ زدیم.طفلک اونم پسر ۱۸ ساله اش یک سال پیش فوت کرده بود. فردا تولدمه.سی ساله شدم. کسی میتونه کتاب یک زن سی ساله اثر بالزاک رو بهم بده؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 9 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
این روزها صدای داریوش اقبالی عجیب میچسبه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 8 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
نه خودش موند نه خاطره هاش تنها چیزی که مونده جای خالیشه
تا وقتی دل در سینه ام می تپه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 10 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
خدایا خیلی دلم تنگشه
نه امشب که هر شب که حالم خرابه قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم چقد قصه گفتم که دریا بخوابه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت 9 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
امروز ده هفته است که دیگه نیست
درست شده هفتاد شب عزیز دلم آروم بخواب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 7 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
خدایا دلم براش خیلی تنگ شده.
خدایا دیگه آرزویی ندارم. خدایا دیگه گریه هم آرومم نمیکنه. خدایا . . . آخه چرا؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 7 بعد از ظهر توسط آیلین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|